تبليغاتX
آفرینش .کام

دوشنبه 1388/01/24

آموزش طراحي ونقاشي

آموزشگاه و
نگارخانه آفرينش
آموزش طراحي ونقاشي از مبتدي تا حرفه اي واز مداد تا رنگ روغن
فروش لوازم جانبي
وب سايت http://hiafarin.blogfa.com/
ايميل mailto:afarin_afarinesh@yahoo.com
تلفن 0261 3555508

همراه 09192590751
آدرس کرج حصارک خيابان المهدي پاساژ مرکزخريد علي
نوشته شده توسط afarin در 7:26 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/09/11

یک طراحی زیبا ازچهره

طراحی

نوشته شده توسط afarin در 2:37 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/11/17

فرینوش علوی درسایت کارگاه


نوشته شده توسط afarin در 4:39 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1386/11/02

کارهاي دستی

kardasti

ميخواهم در باره بعضي از کارهاي دستی که چند سال پيش انجام ميدادم توضيح دهم .
 همين چندتا قورباغه وشير ازقديم برام باقی مانده از سنگهای کنار دريا که به عبارتي کنار درياي سابق (چون ديگه کنار دريايي نداريم) يه زماني جمعشون ميکردم وصدها شکل  باهاشون درست ميکردم يا هديه ميدادم يا ازم ميخريدند .
 يادش به خير اون روزا زياد کسي ازين کاردستيها نميکرد کلا از تهرانيها زياد به شمال سفر نميکردندواين چيزها براشون تازه گي داشت ولي خيلي زود کارهاي دستي با همين سنگهاوگوش ماهيها مد شدو کاروکاسبي ماهم دمده شد.

 

 دفعه هاي بعد سعي کردم ريشه هایي که آب آورده لب ساحل را جمع آوري کنم وباهاشون کاراي جديدتر درست کنم مثل همين چندتا که ازش باقي مانده اگر زماني ميدونستم طبيعت خودش اين اشکال را به وجود آورده وديگه تکرار اينها وجود نداره اينقدر ارزان وراحت از دستشون نميدادم

ين کله شير يااين شکل عجيب غريب يک تکه چوب آب آورده لب ساحل بود در وحله اول که پيداش کردم قسمت داخلی اش دوتا صدف به هم چسبيده که به جای دندان تداعی ميشد داشت ؛حتی جای چشمش تعبيه شده بود من فقط بقيه شکل را تکميل کردم اون الاغه روهم يک قسمت از ريشه ای بود که به اين موجودشبيه بود وفقط کمی تزيينش کردم که شبيه به تصور من به اين شيئ باشه شايد کسی ديگر از اين شکل تصور ديگه ای  داشته و چيزی ديگری می ساحته .

شما ميتوانيد بقيه کارهارو اينجا ببينيد

http://www.angelfire.com/ex2/farinoosh 

نوشته شده توسط afarin در 7:53 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1386/10/10

به یاد گذشته ها

 

تقریبا دو سال پیش همین روزها بود که از پرشین بلاگ وارد بلاگفا شدم به یاد همان روزا تصمیم گرفتم بعضی از مطالب را که فراموش شدند تکرار کنم به یاد دوستان قدیم بخصوص ایرانکلیکیها... که امیدوارم هرکجا هستند سلامت باشند وبه منم سری بزنند...در ادامه 

 

شنبه 1384/09/26

ترکیب مواد(کلاژ)

درودبرشما وخسته نباشيد که مرا تحمل کرديد

اين دوتا کليد رو هم قضيه اش اينه که وقتي مدرسه ميرفتم تصميم گرفتم کلکسيون کليد جمع کنم بنابر اين از دوستانم خواستم کليدهاي فرسوده وقديمي برايم بياورند اينهم براي خودش عالمي داشت ازآنها براي تزيين اتاقم استفاده ميکردم تا اينکه بعداز ازدواجم مادرم قايمشان کرده بود  ازمن پرسيد اگه اينهارو نميخواهي بريزمشون دور من بازهم فکري به نظرم رسيد که اين دو تابلو را ساختم .نظرم اين بود: اتحاد کليد ها براي آزادي .ولي نميدونستم چه نامي برایش بزارم تا اينکه يکي ازبازديد کننده ها گفت اين تابلو آرزو کليد را چه طور ساختي منم خوشحال از اينکه اين تابلو اسمي پيدا کرده اسمشو گذاشتم آرزو ی کليد...

بعداز مدتي دوستان و آشنايان ديدند من با خرت وپرت تابلو مي سازم کلي لطف کردند وخرده ريزاشونو که نميدونستند باهاشون چيکار کنند برام مي آوردند از جمله يک سري دگمه بود منم فکر کردم با اينها چه کنم تا اينکه چشمم به يک دگمه لنگر شکل افتاد بنابر اين اين کشتي ساخته شد که بره به جنگ هنر هاي مدرن که متاسفانه شکست خوردو به ديوار خانه مان چسبيدو شد خاطره....

هنر نزد ايرانيان است وبس..

اول اين متن را در وسط اين تابلوبا رنگ سفيد نوشته بودم که بوسيله نخ فرش ورنگ ساخته شده ولي بنظرم زياد جالب نيامد کمي تو ذوق ميزد  آنرا همرنگ متن کردم براي همين نوشته در متن هست ولي مخفي است....

درضمن از هسته آلوها هم نگذشتم وقتی داشتم لواشک آلو درست میکردم دیدم هسته هاش چه جالب هستند شبیه به سنگ هستند نگهشون داشتم تا اینکه برای نذری  خرما هسته گرفتم واین تابلو خلق شد. چون هسته هستی میاره زندگی را تداعی میکنه اسمشو گذاشتم هسته وهستی

 

 

 

 

نوشته شده توسط afarin در 7:21 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •