تبليغاتX
آفرینش .کام

دوشنبه 1386/10/10

به یاد گذشته ها

 

تقریبا دو سال پیش همین روزها بود که از پرشین بلاگ وارد بلاگفا شدم به یاد همان روزا تصمیم گرفتم بعضی از مطالب را که فراموش شدند تکرار کنم به یاد دوستان قدیم بخصوص ایرانکلیکیها... که امیدوارم هرکجا هستند سلامت باشند وبه منم سری بزنند...در ادامه 

 

شنبه 1384/09/26

ترکیب مواد(کلاژ)

درودبرشما وخسته نباشيد که مرا تحمل کرديد

اين دوتا کليد رو هم قضيه اش اينه که وقتي مدرسه ميرفتم تصميم گرفتم کلکسيون کليد جمع کنم بنابر اين از دوستانم خواستم کليدهاي فرسوده وقديمي برايم بياورند اينهم براي خودش عالمي داشت ازآنها براي تزيين اتاقم استفاده ميکردم تا اينکه بعداز ازدواجم مادرم قايمشان کرده بود  ازمن پرسيد اگه اينهارو نميخواهي بريزمشون دور من بازهم فکري به نظرم رسيد که اين دو تابلو را ساختم .نظرم اين بود: اتحاد کليد ها براي آزادي .ولي نميدونستم چه نامي برایش بزارم تا اينکه يکي ازبازديد کننده ها گفت اين تابلو آرزو کليد را چه طور ساختي منم خوشحال از اينکه اين تابلو اسمي پيدا کرده اسمشو گذاشتم آرزو ی کليد...

بعداز مدتي دوستان و آشنايان ديدند من با خرت وپرت تابلو مي سازم کلي لطف کردند وخرده ريزاشونو که نميدونستند باهاشون چيکار کنند برام مي آوردند از جمله يک سري دگمه بود منم فکر کردم با اينها چه کنم تا اينکه چشمم به يک دگمه لنگر شکل افتاد بنابر اين اين کشتي ساخته شد که بره به جنگ هنر هاي مدرن که متاسفانه شکست خوردو به ديوار خانه مان چسبيدو شد خاطره....

هنر نزد ايرانيان است وبس..

اول اين متن را در وسط اين تابلوبا رنگ سفيد نوشته بودم که بوسيله نخ فرش ورنگ ساخته شده ولي بنظرم زياد جالب نيامد کمي تو ذوق ميزد  آنرا همرنگ متن کردم براي همين نوشته در متن هست ولي مخفي است....

درضمن از هسته آلوها هم نگذشتم وقتی داشتم لواشک آلو درست میکردم دیدم هسته هاش چه جالب هستند شبیه به سنگ هستند نگهشون داشتم تا اینکه برای نذری  خرما هسته گرفتم واین تابلو خلق شد. چون هسته هستی میاره زندگی را تداعی میکنه اسمشو گذاشتم هسته وهستی

 

 

 

 

نوشته شده توسط afarin در 7:21 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •